در این اثر (نظریه پدیدارشناسی عرفانی) طبق عنوان کتاب که هم پدیدارشناسی است و هم عرفانی، لذا عرفان و فلسفه هر دو در ارتباط قرار گرفتهاند، اشتراک در اصول پدیدارشناسی است، با این حال هیچ کدام به دیگری قابل تحویل نیستند، و هریک جایگاه اصلی خود را حفظ خواهند کرد. در پدیدارشناسی عرفانی، عرفان منبع پدیدار است و حال آنکه فلسفه منبع تحلیل ساختار است. لذا نه یکی جانشین دیگری میشود نه یکی معیار حقیقت دیگری.